چرا نزد روانشناس نمی رویم

 ed_psy_logo مراجعه نکردن به مشاور روانشناس در بررسی آسیب شناسی دلایل زیادی دارد. نخستین و مهم ترین دلیل بحث فرهنگی است. متاسفانه دیدگاهی که در جامعه وجود دارد این است اگر کسی به یک روانشناس مراجعه کند از حالت روانی خارج شده و دیوانه است.
نگاه و برچسب دیوانه به یک مراجعه کننده و ترس از تمسخر دیگران باعث می شود فرد از مراجعه به روانشناس خودداری کند و تا پایان عمر به زندگی پر رنج خود ادامه دهد.
رسانه ها به عنوان یک ابزار فرهنگی تاثیر عمیقی در بروز یک آسیب یا از بین بردن آن آسیب اجتماعی دارند. برای مثال سریال هایی که نوعی گویش خاص را به طنز می کشند این گویش را چنان به اوج می رسانند که ما عبارات آن را به را حتی در میان افراد تحصیلکرده هم می بینیم. بنابراین آن ها می توانند با فرهنگ سازی اقشار مختلف جامعه را به سوی استفاده از مشاوره روانشناسی هدایت کنند. واقعیت این است که تاثیرات زیر پوستی فرهنگی که رسانه ها خودآگاه و ناخودآگاه روی فرهنگ جامعه می گذارند می تواند عمیق ترین آسیب ها را کمرنگ کرده یا آسیب های جبران ناپذیری بر فرهنگ جامعه بگذارد.
مشکل بعدی مسائل اقتصادی است. ویزیت پزشکان روانشناس در مقایسه با پزشکان دیگر بسیار زیاد به نظر می رسد. کسی که به روانشناس مراجعه می کند ممکن است فکر کند چرا باید برای ساعتی صحبت کردن چنین هزینه ای پرداخت کنم مگر او جز گوش کردن به صحبت های من کار دیگری نیز می کند و این در حالی است که یک روانشناس مانند کسی است که همه سپرهای دفاعی اش را باز می کند تا مراجعه کننده همه درد هایش را بگوید. روانشناس پس از پایان درد دل های وی برای یافتن دلیل و راهکار مناسب کنکاش می کند که این موارد یک رسوب روانی در روانشناس ایجاد می کند و این امر بسیار سخت و طاقت فرسا است. نداشتن سوبسید و عدم حمایت بیمه روی هزینه مشاوره باعث می شود مردم تمایل کمتری برای شرکت در جلسات مشاوره از خود نشان دهند. مردم وقتی به پزشک عمومی مراجعه می کنند هنگام خروج نسخه دارو با خود می برند. دکتر مقداری دارو برای وی تجویز می کند، اما مشاور و روانشناس که ساعتی را با وی می گذراند و هزینه نیز پرداخت می کند هنگام خروج نسخه ای به دست وی نمی دهد و به همین دلیل فرد هنگام خروج ناخودآگاه به خود نهیب می زند که چه چیزی به دست آوردی؟
روانشناس هیچ ابزاری برای رفع مشکلات مراجعه کنندگان ندارد مگر استنباط و استدلال از حرف ها و رازهای شخصی هر یک از مراجعه کنندگان. اما بسیار پیش آمده که شخص می ترسد مسائل و اسرار شخصی خود را فاش کند تا مبادا روزی این اسرار علیه وی استفاده شود. آموزش های غلط توسط خانواده نقش غیرقابل انکاری در ترس افراد از افشای اطلاعاتشان دارد. خانواده ها انزوا و درون گرایی را به بچه ها آموزش می دهند. خود سانسوری و نهان شدن در وجود باعث می شود بچه ها در سنین جوانی و بزرگسالی نیز کمتر حرف بزنند و درد دل و مشکلات خود را برای دیگران بازگو کنند. برخی بر این باورند با حرف مشکلی حل نمی شود. البته این مورد صحیح است اما گفت وگوی تخصصی با حرف فرق دارد. گفت وگوهای تخصصی باعث تغییر رویکرد و تغییر نگرش می شود.
یک روانشناس نیز در جامعه انسانی زندگی می کند و ممکن است آسیب دیدگی هایی داشته باشد اما این موضوع نمی تواند دلیل موجهی برای توجیه کارآمدی یا عدم توانایی آن ها باشد. گاهاً دیده می شود اگر دکتر پوست دارای پوست خوبی نباشد مراجعه کنندگان این گونه قضاوت می کنند که اگر وی پزشک خوبی بود ابتدا مشکلات پوست خود را مداوا می کرد. در مورد روانشناسان هم ممکن است این گونه قضاوت شود که اگر او پزشک حاذقی بود چرا زندگی خودش سرشار از مشکلات است؟ روانشناسی بهره برداری و استفاده از موقعیت های موجود زندگی براساس مهارت است و این به مفهوم آن نیست که روانشناسی کیمیاگری است. روانشناس یک الگوی کاربردی ارائه می دهد تا آسیب ها را کاهش دهد، بنابراین روانشناس یک روئین تن نیست که مشکلاتی نداشته باشد ممکن است او با دانش و تجربه اش مشکلات را از ۱۰۰ به ۱۰ رسانده باشد.
از غرور هم می توان به عنوان یکی دیگر از دلایل استفاده کرد. غرور باعث می شود بیشتر افراد به روانشناسان و متخصصان علوم رفتاری مراجعه نکنند و متاسفانه این پدیده بیشتر در آقایان دیده می شود و خانم ها ۹۰ درصد مراجعه کنندگان به روانشناس را تشکیل می دهند.

روزنامه ایران، شماره ۵۳۹۵ به تاریخ ۱/۴/۹۲، صفحه ۲۱ (ایران شوک)

Check Also

ندگی تک فرزندان در جزیره تنهایی/هم خانه جایگزین خانواده شده است

یک روانشناس با بیان اینکه خانواده هایی که دارای تک فرزند هستند شکلشان به هم …